خدایا صلاح زندیگمو تو این بذار ک الان باردار شم.خودت میدونی من و احسان عاشق بچه ایم.کمکمون کن.خسته شدم بس پرسیدن...دارم خفه میشم.تحملشو ندارم خدا دارم از پا در میام.احسان جونمو کلافه کردم.
مث دختر بچه های لوس و ننر و احمقم ک هیچکی تحملشون رو نداره
نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 0:58 توسط آتوسا |
برچسب:
نویسنده: حسین نعمتی