بابایی روزت مبارک.میدونی اونروزی رویادم میاد ک از کار برگشتی خونه.وارد ک شدی ما پریدیم تو بغلت وتبریک گفتیم و تو هم اولش شوکه شدی فقط میخندیدی ...دلم واس خنده هات تنگ شده...بابایی دختر زشتت دلتنگته بیا ب خوابم بغلم کن بگو ک مواظبمی.خواهش میکنم بابا
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 1:19 توسط آتوسا |
برچسب:
نویسنده: حسین نعمتی